Monday, February 16, 2009

مقهور ضد قهرمان

در دنياي كه پرداختن به اسطوره جزو اركان زندگي شده مثل خوردن ،خوابيدن و را رفتنشناختن اين مهم واجب است.من بر اهميتش و در توصيفش سخن نمي گويم چون بسياري از بزرگان اهل ادب و دانش به تحليل اين امر پرداختند.ااما مهم اين است كه بسياري از مردم در تلاش براي رسيدن به آرمانهاي دست نيافته خود و براي تكيه زدن بر كرسي امني كه آرامشان كنداز دروغها و قصه ها به قهرمانان خود مي رسند، قهرمانان تك بعدي كه جزو داراييهاي انسان معاصر(عاقل)به شمار نمي آيد.اقهرمان زاييده ذهن است ، واي بر آن روزي كه مقهور ضد قهرمان شويم.اارزشها بر احكام جعلي نوشته مي شود ،بناها بر حضور مداوم قصه ها ساخته مي شود و پي رنگ اسطوره ها بر پارادوكس ميان دو شر شكل مي گيرد.اآنگاه خير از ميان رفته و بر دامن آنتاگونيست ها چنگ مي زنيم.اچه آرزويست شناختن صحيح و تحليل درست اساطيرو پي بردن به نقش آنان بر تاريخ چند هزار ساله آدمي انسان نيازمند پردازش مجدد انديشه هاستانسان خردمند (معاصر)مي داند كه دست بردن در ريشه اعتقادات او را محكوم به فنا مي كنداعتقاداتي كه ريشه در آئينها وتعلقات خاطر انساني دارد.ولي مي شود دوباره رجوع كرد و قصه اي نو نوشتكه امروز نيازناخو دآگاه آدمي را پاسخ گويد با رويكردي مجدد اما صحيح مي توان داستانهايي روايت كرد كه در خورذهن انسان امروز باشندمي توان صد باره سيزيف را زنده كرد و او را مجبور كه بر انسان امروز بياميز،نه برانديشه هزاران سال پيش.اكاش مي شد تفاوت ميان خير وشر را بازنويسي چند باره كرد تا ديگر مقهور ضد قهرمانان نشويم

No comments: